ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

187

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

شدند . طرفين سخت جنگ كردند كه به سختى آن جنگ نبردى تا آن روز ديده نشده بود . شمشيرها خرد و تباه شد و نيزه‌ها شكست . عبد الرحمن گريخت و با عده از اتباع خود در محلى ايستاد و باز جنگ كرد اتباع او گفتند : اكنون كه بفرار موفق و رستگار شدى باز تن بگريز بده و نجات را مغتنم بدان . او گفت : هرگز امير المؤمنين مرا در حال فرار نخواهد ديد او پايدارى كرد تا كشته شد . گريختگان از سپاه عبد الرحمن رفتند تا بسپاه عبد اللّه و احمد دو فرزند حرشى پيوستند كه هر دو با سپاهى عظيم از طرف امين براى يارى عبد الرحمن لشكر كشيده و در محل « قصر اللصوص » اقامت كرده بودند . چون فراريان به آن دو سالار رسيدند آنها سخت ترسيدند و با آن سپاه عظيم بدون جنگ گريختند تا به شهر بغداد رسيدند . سراسر كشور براى تسلط طاهر تهى گرديد شهرها و ديه‌ها را يكى بعد از ديگرى گرفت تا بقريه شلاشان از توابع حلوان رسيد در آنجا گرداگرد سپاه خود خندق حفر و اتباع خود را در يك جا جمع نمود . بيان قيام و خروج سفيانى در آن سال سفيانى قيام و خروج كرد و او على بن عبد اللّه بن خالد بن يزيد بن معاوية ( بن ابى سفيان و بدين سبب او را سفيانى ناميدند ) . مادرش نفيسه دختر عبيد اللّه بن عباس بن على بن ابى طالب . او مىگفت : من زاده دو پير صفين هستم مقصود على و معاويه . او را ابو العميطر مىخواندند زيرا خود او روزى از همنشينان خود پرسيده بود : كنيه حرذون ( جانور خزنده ) چيست ؟ گفتند : نمىدانيم . گفت : ابو العميطر ، آنها همان كنيه را به او بستند و به آن معروف شد . چون قيام و خروج كرد خود را خليفه دانست و آن در ماه ذى الحجه بود كه توانست والى دمشق سليمان بن منصور را كه از طرف امين منصوب بود از شهر اخراج كند و بر او غالب شود .